حوضه آبخیز یا حوضه آبریز ، به قسمتی از خشکیها گفته میشود که با توجه به شیب و شکل زمین، آبها از بلندترین نقطه سرچشمه گرفته و به پستترین مکان موجود در پهنه آن جریان یابد. از ابتدای انشعابها تا پایان پستیها زمین را حوضهٔ آبریز مینامند.

انتقال آب بین حوضه ای یعنی بر هم زدن تعادلی که طبیعت در هر حوضه آبریز ایجاد کرده و منحرف کردن مسیر آب. اگر دو حوضه آبریز را همسایه فرض کنیم، انتقال آب بین حوضه ای دقیقا به معنی دست اندازی به دارایی های همسایه و تصاحب آن برای حل خرجهای اضافه که عمدتا غیرواقعی است و بیشتر رنگ و بوی زیاده خواهی دارد. مثلا انتقال آب سرشاخه های کارون که حوضه آبریز کارون است به حوضه آبریز زاینده رود یک نمونه از این انتقال آب بین حوضه ای است. دولتهایی که دغدغه امنیت سرزمین شان دارند در انتقال آب بین حوضه ای بسیار محتاط هستند. یونسکو در سال ۱۹۹۹ میلادی معیارهای مهم زیر را در مورد طرح های انتقال آب بین حوضه ای وضع نموده است:
معیار ۱ : حوضه آبریز مقصد با وجود استفاده ازمنابع جایگزین تامین آب وانجام تمامی اقدامات منطقی برای کاهش تقاضای آن، بازهم در تامین نیازهای فعلی و آتی، دچار کمبود جدی باشد.
معیار ۲ : توسعه آتی حوضه آبریز مبدأ نبایستی به دلیل کمبود آب با محدودیت چشمگیر روبرو گردد، اگر حوضه آبریزمقصد، زیان های وارده به حوضه آبریز مبدأ را جبران نماید، طرح انتقال آب ممکن است توجیه پذیر باشد.
معیار ۳ : ارزیابی جامع پیامدهای زیست محیطی باید نشان دهد که سطح معقولی ازقطعیت وجوددارد که طرح انتقال به شکل اساسی کیفیت زیست محیطی حوضه آبریز مبدأ یا مقصد را تخریب نمی کند. چنانچه هزینه های جبران خسارت زیست محیطی فراهم شود، طرح انتقال ممکن است توجیه پذیر باشد.
معیار ۴ : ارزیابی جامع پیامدهای اجتماعی، فرهنگی باید نشان دهد که سطح معقولی ازقطعیت وجود دارد که طرح انتقال، موجب بروز اختلال اساسی اجتماعی – فرهنگی در حوضه آبریز مبدأ یا مقصد نخواهد شد. با اینحال، چنانچه در طرح انتقال پرداخت غرامت برای جبران زیان های اجتماعی – فرهنگی فراهم شود، ممکن است توجیه پذیر باشد.
معیار ۵ : منافع خالص ناشی از اجرای طرح باید بطور عادلانه بین حوضه های آبریز مبدأ و مقصد تقسیم شود.
ولی تا کنون کارفرمایان انتقال آب، بر اساس معیار های ۵گانه یونسکو وبویژه معیار اول آن عمل نکرده اند.
آنها نه تنها به بهینه سازی منابع و مصارف در حوضه های آبریز مقصد اقدام ننموده بلکه ضمن تلاش برای حفظ حقابه های قدیمی کشاورزی، مایل به توسعه کشاورزی نیز بوده اند.
همچنین در منافع خالص طرح های انتقال آب، ذینفعان حوضه آبریز مبدأ را سهیم نکرده اند و حتی منافع درون حوضه آبریزی آنها نیز نادیده گرفته شده اند.
عدم شفافیت در اطلاعات وآمارپروژه های انتقال بین حوضه ای وفرآیند تصویب وتوجیه آنها نیز بر مبنای منافع حوضه مقصد بوده است. در ارائه گزارش های مطالعات توجیهی برای افکار عمومی نیز پنهان کاری می شود.
عدم حضور آگاهانه ذینفعان در تصمیم گیری های مدیریت کلان آب و آشنا نبودن آنها با اثرات بلند مدت برداشت و انتقال آب بین حوضه ای ونیز عدم وجود دیدگاه های آینده نگر به مسایل توسعه پایدار زنجیره ای از خطاها رقم زده است.
همه اینها بندهای دستور العمل یونسکو را نقض کرده است.
اگر کشوری بیش از ۴۰ درصد ازپتانسیل منابع آبی خود را استفاده کند عملا از شرایط نرمال عبور کرده به وضعیت چالش رسیده است و هنگامی که به ۶۰ درصد برسد عملا بحران مصرف شده است. حال در مورد کشور ما ایران که بیش از ۸۷ درصد از انواع منابع آبی را برداشت می کند مشخصا به وضعیت فاجعه باری به لحاظ منابع مدیریت آب رسیده ایم. راه حل اصلی برای رفع کمبود آب این است که مدیریت آب و حسابداری آب باید بر اساس داشته های و ظرفیت های درون یک حوضه شکل گیرد، چرا که تجربه همه دنیا نشان داده که مدیریت موفق و پایدار مدیریتی است که با سازگاری با داشته های و منابع موجود بر پایه یک آمایش درست تکیه کرده باشد.
با سلام و تشکر بابت مطالب ارزشمند این سایت که ناشی از دوراندیشی موسسان آن حکایت دارد و ضمن طرح قوانین و مسایل علمی بروز به آگاه سازی کودکان و نسل آینده تمرکز دارد، پایدار باشید.