سال ۱۴۸۰ است و آسمان ماههاست که باران ندیده . رودخانهها خشکیده و دریاچهها به بیابان تبدیل شده. در شهر شیشهای، مردم هر روز با کارتهای سهمیه، فقط یک بطری آب میگرفتند.
نیما که به خواندن کتاب های قدیمی علاقمند بود ! در یکی از کتابها درباره آخرین چاه پنهان زمین خواندهبود ؛ چاهی که اگر پیدا میشد، میتوانست سرنوشت مردم را عوض کند.
و ناگهان…
ادامه داستان با شماست!
تا ۳۰ شهریور فرصت دارید داستان خود را برای ما ارسال کنید و جایزه بگیرید.
به سه داستان برگزیده جایزه میدهیم