صدای من را می شنوی؟ من فقط یک زنبور هستم – یکی از معدود گرده افشان هایی که باقی مانده است. قبل از این که جهان با سم ها و آلودگی ها و گرما ناامن شود من در میان مزارع اسطوخودوس، آفتابگردان و گل های مروارید وحشی می رقصیدم و بین رنگ و عطر می غلطیدم و دنیا را زیبا و شیرین می کردم.
اما حالا… با سمهایی که شما انسانها استفاده می کنید، با آلودگی هایی که ایجاد کرده اید زمین گرم شده، بارانها اسیدی شده و گلهای زیادی از بین رفته اند.

با حرص و طمع شما انسانها زیبایی های زمین کم و کمتر می شود. هرچه گل و گیاه کم شود تعداد ما کمتر میشود. قرار نبود گریه کنم زنبورها گریه نمی کنند اما اگر میتوانستیم، خیابانهای شما را با اشکهای گلبرگ و گرده پر میکردیم – برای همه چیزهایی که از دست دادهایم… درختان و جنگلهای که ازبین رفتند و همه چیزهایی را که ممکن است از دست بدهیم.

ما کوچک هستیم و حتی ممکن است متوجه نشوید که ما ناپدید می شویم. اما گلها و درختان متوجه خواهند شد. میوه های شما، باغ های شما بدون ما از بین می روند و در آینده شما متوجه خواهد شد که چه از دست داده اید. و فرزندان شما خواهند پرسید: “چرا اینقدر زمین ساکت و بدون گل است؟”و شما بغض خواهید کرد از دست والدین تان. به عنوان نسل آینده اجازه ندهید ما ناپدید شویم.

هنوز زمان هست که ما نجات پیدا کنیم. از والدین تان بخواهید کمتر از سم و کود استفاده کنند. کمتر هوا را آلوده کنند. و خودت. دوست کوچک من چیزی بکار. درخت سازگار با زیست بوم و محل زندگیت بکار و بگذار علف های خودرو و گلهای وحشی شکوفا شوند. با دوستان خود صحبت کنید و فقط یک چیز را تغییر دهید زیرا حتی کوچکترین عمل مهربانانه شما ممکن است آخرین دلیل زنده ماندن ما باشد. من از شما نمی خواهم که مرا برای من نجات دهید. من از شما می خواهم که ما را برای خودتان نجات دهید.

ما هیچ وقت جدا نبودیم، من عسل شیرین برایت ساخته ام تا همیشه لذت ببری. زنبورها را نجات دهید تا دنیای شما شیرین و زیبا شود. شما مراقب ما باشید. درخت و گل بکارید. تغییرات آب و هوایی نمی تواند ما را از بین ببرد اگر شما از حقوق ما دفاع کنید. آن گلی که نجات داده ای ، آن درختی که کاشته ای ما را کنار هم نگه خواهد داشت 🐝💧
نگارش : مهتا بذارفکن
چه قشنگ و با احساس. والا منم گریه ام گرفت 🥲